ميدوني فرق حادثه با فاجعه چيه؟ حادثه اينه كه مادرشوهرت رو هل بدي تو آب!!! فاجعه اينه كه ببيني شنا بلده
اسمت را روي كاه نوشتم خراب شد اسمت را روي شمع نوشتم آب شد اسمت را روي قلبم نوشتم شكست ...... جمع کن بابا خودت و با اين اسمت
هزار شاخه گل رز...يه بغل پيچک سبز...يه سبد سيب و انار...مي سپارم به تو من...ببر سر چهار راه بفروش...نصف سودش مال من
وقتي از همه چي خسته شدي وقتي حس مي کني همه درها به روت بسته شده وقتي دلت پر از غم و غصه ست تا جايي که مي توني دستات رو به طرف آسمون بلند کن و با تمام توان بزن تو سرت
روي ديوار مقابل پنجرهات قلبي كشيدم زيبا، تا ارزش عشق هميشه در خاطرت باشد، امروز كسي راديدم كه روي قلبم مينوشت: زبالههايتان را در اين محل نگذار
محبت مثل يک سکه ميمونه که اگه بيفته تو قلک قلب ديگه نميشه درش اورد اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکني
زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز
زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هر کار بکني قشنگ نميشي پس بيخود زور نزن
جيگرم! نفسم! عشقم! نازم! زندگيم !خوشگلم! ماهم! فدات بشم! بميرم برات الهي !!! بهتره ديگه از کنار آينه برم کنار
بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش ميكند را هم خوش بو ميكند
ديگران را ببخش نه به اين خاطرآنکه آنها لياقت بخشش تو را دارند بلکه به اين خاطر توکه لياقت داري آرامش داشته باشي ا
ميدوارم در اين سال جاري پله هاي ترقي را يکي يکي طي بکشيد
ديشب تو را ز مستي تشبيه به ماه کردم / خاک تو سرم تو زشتي من اشتباه کردم
زندگي 3 ايستگاه داره!عشق...جدايي....و مرگ آقا قربونت ايستگاه اول پياده مي شيم